آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

اندر احوالات ما در مشهد

✴ هوالغفار ✴     21/08/1392 ساعت 8:40 نشستیم تو هواپیما، زاگرس ایر، هواپیما بزرگ نیست، یعنی خیلی کوچیکه، صندلی هاش هم قدیمیه، تو اینقدر خسته بودی که شاید 10 دقیقه بعد از پرواز خوابت برد. یکساعت و نیم تو راه بودیم، نی نی که صندلی جلوی ما بود خیلی گریه کرد، طفلکی خودشو و مامان و باباش کلافه شده بودن. غذای هواپیمایه چیزی شبیه اسنکِ سرد بود که اصلاً خوشمزه نبود. وقتی هواپیما فرود اومد آقای مهماندار اومد بالای سرمون و گفت که مشهد خیلی سردِ بچه رو خوب بپوشونین، منم که یه کاپشن خیلی گرم واست دمِ دست گذاشته بودم همونجوری خواب آلو تنت کردم و پیاده شدیم. هوا تاریک شده و خدا رو شکر امیر آقا ( راننده هماهنگ شده) اوم...
2 آذر 1392

یه توپ دارم قل قلی

بنام خداوند جان و خرد   اولین شعری که فک کنمهمه نی نی کوشولوها بلد میشن یاد گرفتی .... مامانی میگه : آتنا میگه : یه توپ دارم دی دیلیه سرخ و سفید و آبّبببیِ میزنم زمین هَبا مِرِه نمیدونی تا کُدا مِرِه من این توپو نَداسَم مشقامو خوب نِبِسَّم بابام بهم عِدی داد یه توپِّ دَسسسسس (نکته : به اینجاش که میرسه شروع میکنی به دست زدن که یعنی دیگه بسّه) آفرین مامانی خیلی خوب بود. علاقه خاصی به انداختن و جمع کردن سفره داری.موقع صرف غذا که میشه و مامانی داره تو آشپزخونه وسایل سفره رو آماده میکنه میای تو آشپزخونه و میگی ( بیدی من ) ، وسایل بی خطر رو میدم تو ببری، اینقدر سریع و با عجله از من میگیری و بدو بدو میری ک...
2 آذر 1392

23 ماهه شدی عروسکم

 دختر خوب و مهربون و زیبای من 23 ماهگیت مبارک     2 سال پیش تو یه همچین روزی بی صبرانه برای به دنیا اومدن تو لحظه شماری میکردیم. اون موقع هنوز خیلی خوب مادر شدن رو درک نمی کردم ولی الآن که به این 23 ماه با تو بودن فکر میکنم ، می بینم که بهترین لحظات ما با تو شکل گرفته. تو روزهای اول تولدت همه چی واسم غریب بود، حتی حس مادر بودنم... وقتی بهت نگاه میکردم انگار معجزۀ خدا جلوی چشمم اتفاق افتاده، یعنی این فرشته کوچولو از وجود من شکل گرفته ؟ دنیا واسم یه رنگ دیگه ای گرفت و هر روز تو شیرین تر شدی و لحظه لحظه ما رو رنگ پاشیدی ، خودت میدونی که چقدر واسم عزیزی ، تو همۀ دنیای من و بابایی هستی.   &n...
29 آبان 1392

یه توپ دارم قل قلی

بنام خداوند جان و خرد   اولین شعری که فک کنم همه نی نی کوشولوها بلد میشن یاد گرفتی .... مامانی میگه :                                           آتنا میگه : یه توپ دارم                                       دی دیلیه سرخ و سفید ...
27 آبان 1392

اندر احوالات ما در مشهد

✴ هوالغفار ✴     21/08/1392 ساعت 8:40 نشستیم تو هواپیما، زاگرس ایر، هواپیما بزرگ نیست، یعنی خیلی کوچیکه، صندلی هاش هم قدیمیه، تو اینقدر خسته بودی که شاید 10 دقیقه بعد از پرواز خوابت برد. یکساعت و نیم تو راه بودیم، نی نی که صندلی جلوی ما بود خیلی گریه کرد، طفلکی خودشو و مامان و باباش کلافه شده بودن. غذای هواپیما یه چیزی شبیه اسنکِ سرد بود که اصلاً خوشمزه نبود. وقتی هواپیما فرود اومد آقای مهماندار اومد بالای سرمون و گفت که مشهد خیلی سردِ بچه رو خوب بپوشونین، منم که یه کاپشن خیلی گرم واست دمِ دست گذاشته بودم همونجوری خواب آلو تنت کردم و پیاده شدیم. هوا تاریک شده و خدا رو شکر امیر آقا ( راننده هماهن...
27 آبان 1392

این روزهای من و تو

  بنام خدای رضا    ساعت 6:30 صبح بیدار شدی و با یه سر و صدای آروم بهم فهموندی که بیداری، سریع بلند شدم و بغلت کردم، داشتی شیر میخوردی که چشمم افتاد به پنجره ، هوا کم کم داره روشن میشه... وای پس چرا من فک کردم تازه خوابیدم، تا خوابت برد گذاشتمت تو رختخوابت و بلند شدم که حاضر شم ، اینقدر خوابم میومد که چشام می سوخت، بعد از این که آماده شدم، از لای در یه نگاه بهت انداختم مثل یه فرشته، با آرامش شیرینی خواب بودی،  اومدم سر کار.... یکی از همکارا : یه خبر خوش .... دوشنبه و سه شنبه ساعت کاری بجای 4:30 میشه 2:30 همه فک کردیم سرکاریه گفت بخدا تو همه سایتا نوشته ... هر کی یه چیزی میگه ...... واسه همیشه ا...
26 آبان 1392

شب بیاد موندنی

❤❤❤ هو العزیز ❤❤❤   واااااای ی ی ی ی خدایا چه کیفی میده یکی آدمو سورپرایز کنه آخ ببخشید دخترک ملوسم ، عزیزترینم سلام سلام سلام جمعه شب خیلی شب خوبی بود، من کلی غافلگیر شدم، از صبحش زیاد حالم خوب نبود، بعد از ظهر که بابا مهدی اومد خونه گفت که دوست داره امشب شام بریم بیرون، خلاصه منم هماهنگ کردم با مامان و باباهامون و خاله مریم اینا که همگی شام بریم رستوران صفاهان ، وقتی رسیدیم اونجا متوجه شدم که بابا مهدی 2 تا تخت هم از قبل رزرو کرده، یه کم جا خوردم، ولی به روی خودم نیاوردم، خلاصه بعد از خوردن شام و کلی شیطونی شما، و کلی هم نانای کردنت با موسیقی زنده رستوران ،یهو دیدیم آقای خواننده رستوران داره میگه : (( امشب یه سالگرد از...
19 آبان 1392